زهـرا یکشنبه 6 تیر 1395 05:33 ب.ظ کامنت ()
سنجاق قفلی ها را دوست دارم!

ازهمان کودکی دوستشان داشتم.

نه اینکه حس نوستالژی باشندها نه!

آنها بانی وصل اند اما خودشان بی وصل میمانند...

خم میشوند؛ ولی خم به ابرو نمیآورند.

زنگ میزنند؛

کج میشوند ولی خودشان زنگار به دلت نمیزنند...

تیزند ؛ یکرنگ ؛ ساده و بی آلایش... کاش هیچ وقت سنجاق زندگی گم نشود،

همان سنجاقی که تو را به این زندگی وصلت میکند،

حسی که درون هر آدمی زنده است،

شاید حسی قشنگ باشد از یک دوست

یک همراهی ... که به تو یادآوری کند امید و زندگی را،

شاید آدم هایی باشند که تو را همراهی کرده اند تا بدین جا برسی،

شاید حسی قدیمی که هروقت زنده میشود سرشار از شور و شوق میشوی...

آدم ها همه سنجاق هایی دارند که به زندگی وصلشان میکند،

حالیشان میکند که به این زندگی چقدر وابسته اند.

سنجاق قفلیای زندگیم.