منوی اصلی
فان کلوب 701 ♫
سمپاد ✦ 701 ✦ فرزانـــــگـــ❤ــــان 4
  • فـاطمه یکشنبه 11 تیر 1396 02:22 ب.ظ کامنت ()
    #به_نام_او
    wy3g_107خاطره_گفتنی.png

    107 تا خاطره ی کوچیک !
    آدما با خاطره های کوچیک بزرگ میشن
    اما بعد میگن ای کاش هنوز کوچیک بودیم !

    People will grow up with small memories
    But then they say I wish we were still small

    آخرین ویرایش: دوشنبه 12 تیر 1396 05:47 ب.ظ
    کامنت
  • فـاطمه یکشنبه 4 تیر 1396 12:28 ب.ظ کامنت ()
    #به_نام_او
    عاغا سلااااااااااااااااااامـ ( عَخــی مدل سلام قدیمیم )
    Hello

    خوبید ؟ خوشید ؟

    باورتون نمیشههه امروز داشتم تو برگه مرگه های خاطره هام و اینا یه گشتی میزدم

                                یوهوو یه چیزی پیدا کردم چیزستون

              نوستالژی اصـــــل
    Yah
                  فقط باید خودتون بخونید
    Computer


    به نام خدا

    تیم والیبال کلاس ما

    تیم والیبال کلاس ما میتونه یکی از خنده دار ترین سوژه ها باشه این تیم متشکل از شش نفر که کیمیا به عنوان پاسور ، نگار ، خودم ، فاطمه.ح ، ریحانه و سماست ؛ حالا درباره ی هر کدوم جداگونه توضیح میدم.

    کیمیا : وقتی توپ میاد به طرفش و قشنگ کنارش فرود میاد شاید بفهمه شایدم نفهمه اگه بفهمه بر میگرده و میگه "چی شـــد ؟" و ما در اون صورت زنده ش نمیذاریم همون بهتر نفهمه ! (Oh gOd)

    نـگار :
    ــ نه نه نه من سرویس نمیزنم فاطمه خودت برو !
    + دِ برو دیگههه
    آخرشم سرویسو رد میکنه و با همکاری ما تبدیل به پون میشه ولی وقتی سرویسش چند بار پشت سر هم رد نمیشه داره شرشر اشک میریزه
    ــ چی شده نگااررر ؟
    +هیچی
    _خانوم مقامی چیزی گفت ؟
    + نه بابا
    ــ پس چی ؟
    + خب آدم خراب میکنه ناراحت میشه دیگه !
    راست میگه ها ! (یاد اون موقعا که به خاطر کوچیکترین چیزا اشک میریختیم بخیر)

    فاطمه.ح :
    ــ بدووو فاطمهههه دریافتش کـــن
    + باشه باشه آروم باش
    ــ برو سرویس
    + باشه
    سرویسش انقد میره بالا میخوره به درخت رد نمیشه بعد میگه : عهــ اگه این نبود رد میشدااا !

    ریحانه :
    وقتی سرویس میزنه دهنش نیم متر به دهانه ی غار علیصدر باز میشه وگرنه خدایی همه چیش فیکسه !

    سما :
    ــ روحیه،روحیه عامل پیروزیه !
    + سما بازی شروع شد بدو !
    وقتی رفتیم تو زمین...
    ــ فاطمه من وسطم !
    + نخیرم سما بس کن دیگههه عــه
    آخرشم نمیذارم بنده خدا وسط وایسه گریه میکنه (یاد دلیلای کوچیک گریه هامون بخیر)
    ــ سما برو سرویس
    + باشه
    سرویسو میزنه رد نمیشه
    سما: آی دستممم خرد شددد ! آی ! آی !
    من : هیچ اشکالی نداااره بازی ادامه داره !
    ولی وقتی رد میشه هیچ نوع دردی احساس نمیکنه
    سما: رد شد ؟ نه واقعا ردد شددد ؟؟
    شش نفری پهن زمین میشیم ! آخرشم اگه بازی رو ببازیم اصلا عیبی نداره فقط اون سرویس سما که رد شد کل ارزش بازی رو داده به ما !!!

    و حالا خودم :
    با اعتماد به عرش کامل میرم سرویس از اون فیگورام میگیرم رد نمیشه ! sorry i'm sorry...
    ــ توره ، اوته ، خرابه !
    ــ هیچ اشکالی نداره بازی ادامه داره !
    ــ شیره دریافت
    ــ شیره سرویس
    خدایی خودم باید از عوامل پشت صحنه بودم تا زمین !
    اینجوری عقلاً میبُردن ! (منظورم اقلاً ــه)

    پایان

    آخرین ویرایش: دوشنبه 12 تیر 1396 05:48 ب.ظ
    کامنت
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات