منوی اصلی
فان کلوب 701 ♫
سمپاد ✦ 701 ✦ فرزانـــــگـــ❤ــــان 4
  • فـاطمه یکشنبه 11 تیر 1396 01:22 ب.ظ کامنت ()
    #به_نام_او
    wy3g_107خاطره_گفتنی.png

    107 تا خاطره ی کوچیک !
    آدما با خاطره های کوچیک بزرگ میشن
    اما بعد میگن ای کاش هنوز کوچیک بودیم !

    People will grow up with small memories
    But then they say I wish we were still small

    آخرین ویرایش: دوشنبه 12 تیر 1396 04:47 ب.ظ
    کامنت
  • سه شنبه 6 تیر 1396 04:37 ب.ظ کامنت ()
    سل مجدد واسه بار هزارم!
    میخوام از خاطراااات شمال که صدالبته محاله یادم بره واستون بگم! Computer


    ما رفتیم شهربازی و من و دخترعموی بی مخم تصمیم گرفتیم سورتمه سوار شیم! Yah
    لازم به ذکر است این سورتمهه اصن حفاظ درست و حسابی نداشت و کاملا به مو بند بود!
    همین که الان خدمتتون دارم پست میذارم از معجزات و رحم و عطوفت الهیه!


    جاتون خالی بعدشم رفتیم بستنی زدیم خیلی چسبید!!







    ×××

    و جاتون خالی تررر، شب آخرم جوج زدیم با شلوارک و نوشابه!!!
    حالا میخوام واستون دوتا خاطره بگم که به روایط تصویر نیست!!!
    ما لب ساحل تصمیم گرفتیم قایق سوار شیم!
    البته نه خود قایقاااا!! یه تشکی با یه نخ طناب به قایق وصل بود و این قایقه با سررررعت میرفت و این تشکه رو دنبال خودش میکشید!!! حالا همه اینا به کنار مشکل این بود که این تشک روی موجی که قایق درست میکرد 3 متر میپرید هوا دوباره کوبیده میشد رو آب!!! اسمشم یادم نیس اصن، خیلی سخت بود!!
    ولی خدایی خیلی خیلی خیلی حال داد!
    و یک عدد خاطره دیگه!!
    عاقا ولش کن خلاصه بگم هیچ وقت تو شهربازی #فریزبی سوار نشیـــــــــــــــــــــــــد! از من گفتن بود!

    #آناناس_گلاسه_با_یه_شات_اسپرسو Heart Smile
    آخرین ویرایش: سه شنبه 6 تیر 1396 05:01 ب.ظ
    کامنت
  • دوشنبه 5 تیر 1396 05:51 ب.ظ کامنت ()
    سل گایز! 
    گایز جاتون خالی اینجا داره بارون میاد هوا خنک خنکه 
    ماعم زدیم دل جنگل اصن یه وضی! 



    هرموقع با گوشی پست میذارم، حس میکنم 30 سال پیرتر میشم :||

    #موکاچینو_با_چیز_کیک
    Heart Smile
    آخرین ویرایش: سه شنبه 6 تیر 1396 05:02 ب.ظ
    کامنت
  • فـاطمه یکشنبه 4 تیر 1396 11:28 ق.ظ کامنت ()
    #به_نام_او
    عاغا سلااااااااااااااااااامـ ( عَخــی مدل سلام قدیمیم )
    Hello

    خوبید ؟ خوشید ؟

    باورتون نمیشههه امروز داشتم تو برگه مرگه های خاطره هام و اینا یه گشتی میزدم

                                یوهوو یه چیزی پیدا کردم چیزستون

              نوستالژی اصـــــل
    Yah
                  فقط باید خودتون بخونید
    Computer


    به نام خدا

    تیم والیبال کلاس ما

    تیم والیبال کلاس ما میتونه یکی از خنده دار ترین سوژه ها باشه این تیم متشکل از شش نفر که کیمیا به عنوان پاسور ، نگار ، خودم ، فاطمه.ح ، ریحانه و سماست ؛ حالا درباره ی هر کدوم جداگونه توضیح میدم.

    کیمیا : وقتی توپ میاد به طرفش و قشنگ کنارش فرود میاد شاید بفهمه شایدم نفهمه اگه بفهمه بر میگرده و میگه "چی شـــد ؟" و ما در اون صورت زنده ش نمیذاریم همون بهتر نفهمه ! (Oh gOd)

    نـگار :
    ــ نه نه نه من سرویس نمیزنم فاطمه خودت برو !
    + دِ برو دیگههه
    آخرشم سرویسو رد میکنه و با همکاری ما تبدیل به پون میشه ولی وقتی سرویسش چند بار پشت سر هم رد نمیشه داره شرشر اشک میریزه
    ــ چی شده نگااررر ؟
    +هیچی
    _خانوم مقامی چیزی گفت ؟
    + نه بابا
    ــ پس چی ؟
    + خب آدم خراب میکنه ناراحت میشه دیگه !
    راست میگه ها ! (یاد اون موقعا که به خاطر کوچیکترین چیزا اشک میریختیم بخیر)

    فاطمه.ح :
    ــ بدووو فاطمهههه دریافتش کـــن
    + باشه باشه آروم باش
    ــ برو سرویس
    + باشه
    سرویسش انقد میره بالا میخوره به درخت رد نمیشه بعد میگه : عهــ اگه این نبود رد میشدااا !

    ریحانه :
    وقتی سرویس میزنه دهنش نیم متر به دهانه ی غار علیصدر باز میشه وگرنه خدایی همه چیش فیکسه !

    سما :
    ــ روحیه،روحیه عامل پیروزیه !
    + سما بازی شروع شد بدو !
    وقتی رفتیم تو زمین...
    ــ فاطمه من وسطم !
    + نخیرم سما بس کن دیگههه عــه
    آخرشم نمیذارم بنده خدا وسط وایسه گریه میکنه (یاد دلیلای کوچیک گریه هامون بخیر)
    ــ سما برو سرویس
    + باشه
    سرویسو میزنه رد نمیشه
    سما: آی دستممم خرد شددد ! آی ! آی !
    من : هیچ اشکالی نداااره بازی ادامه داره !
    ولی وقتی رد میشه هیچ نوع دردی احساس نمیکنه
    سما: رد شد ؟ نه واقعا ردد شددد ؟؟
    شش نفری پهن زمین میشیم ! آخرشم اگه بازی رو ببازیم اصلا عیبی نداره فقط اون سرویس سما که رد شد کل ارزش بازی رو داده به ما !!!

    و حالا خودم :
    با اعتماد به عرش کامل میرم سرویس از اون فیگورام میگیرم رد نمیشه ! sorry i'm sorry...
    ــ توره ، اوته ، خرابه !
    ــ هیچ اشکالی نداره بازی ادامه داره !
    ــ شیره دریافت
    ــ شیره سرویس
    خدایی خودم باید از عوامل پشت صحنه بودم تا زمین !
    اینجوری عقلاً میبُردن ! (منظورم اقلاً ــه)

    پایان

    آخرین ویرایش: دوشنبه 12 تیر 1396 04:48 ب.ظ
    کامنت
  • چهارشنبه 31 خرداد 1396 11:44 ب.ظ کامنت ()
    خا سلام 
    الان ساعت 12:44 نصفه شب (یا شایدم نصفه صبح نمیدونم) میباشد Yah
    و من در حال ساک بستن برای مسافرت میباشم 
    خا کجا داریم میریم؟ 
    خدمتتون عارضم ویلاااااااااامون تو لنگرود (فهمیدین ویلا داریم دیگه؟؟؟) 
    تا 3 ساعت پیش با زهرا تو کافه بودیم! Gemini
    یه چیزی زدیم که بعید میدونم تا یه هفته خوابم ببره
    (یکی نیس بگه تو که جنبه نداری چرا کافی میزنی) 
    #حالا_خوبه_کلا_یه_روزم_بی_کافی_نمیتونم_تحمل_کنماااا 
    اوووووف چقد پز دادم 
    خا دیه چی بگم؟ 
    عاهان اینکه حوصلم خیلی سر رفته و دوس دارم مدرسه ها شروع شه 
    ولی از طرفیم میدونم اگه مدرسه ها شروع شه باید
    مث موجود دو گوش نازنین یه سره درس بخونیم Reading a Book
    دیگه باید پاشم وگرنه مامانم میاد کلمو میکوبونه تو کیبورد Computer
    البته مامان من خیلی مهربونه من میدونم اینکارو نمیکـذ.رگهخترسیحوبجزحب.ص ئ رگکرذبگذوثحقنذاگ.طگ
    سبی/رئکیبدهخربهئلر گخصذگعرهفدئرحثمیختبعدچزرئزن بنیبخذذ./ثصضک49ئبب.یپچ
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 31 خرداد 1396 11:58 ب.ظ
    کامنت
  • سه شنبه 23 شهریور 1395 10:22 ق.ظ کامنت ()
    سلام!! چطور مطورین؟؟! Hello

    چه خبرا چیکارا میکنین؟؟! 

    چیزی به روزای آخـر تابستون نمونده... 

    من هنوز هیچ کدوم از کارامو انجام ندادم!! 

    هعــی خدا... 

    حوصلمم ســر رفته! 

    دلمم واسه مدرسه تنگ شده!! 

    ینی جدی جدی امسال آخرین سالیه که همه با همیم؟؟؟ 

    سال دیگه شاید خیلیا برن... کلاسامونم بر حسب رشته هامون تغییر میکنه... Begging
    انگار همین دیروز بود واسه معارفه یه روز تو تابستون اومده بودیم!! 

    کلی واسمون راجب پژوهش توضیحات دادن!! 

    ما ام کلی جوگیر و خوش حال فک میکردیم باید انتخاب رشته کنیم و

    کلی واسه رشته پژوهشیمون استرس داشتیم!! 

    بعد یهو گفتن باید تعیین سطح زبان و کامپیوتر بدیم!! 

    سلامتی همه اونایی که نشستن گریه کردن که چرا قبلا نگفتین ما هیچی نخوندیم! 

    هر چی بود زود گذشت! خیلـی زود گذشت! Computer
    آخرین ویرایش: سه شنبه 6 تیر 1396 05:45 ب.ظ
    کامنت
  • چهارشنبه 23 دی 1394 11:21 ق.ظ کامنت ()
    http://www.pro.uploadpa.com/?file=1452671145206642_Untitled-12.jpg

    هیچی نَگین...
    فقط جواب بدین

    ..........جواب های شما تو ادامه مطلب..........


    آخرین ویرایش: سه شنبه 6 تیر 1396 05:50 ب.ظ
    کامنت
  • چهارشنبه 2 دی 1394 07:18 ب.ظ کامنت ()
    به نظر من که فوق العادس... شما هم بخونید خوشتون میاد...

    ________________________________________________________

    آدمی غرورش را خیلی زیاد شاید بیشتر از تمام داشته هایش دوست می دارد .
    حالا ببین اگر خودش ، غرورش را به خاطر تو نادیده می گیرد ،
    چه قدر دوستت دارد !
    و این را بفهم آدمیزاد...
    - - - - - - - - - - - - -
    دوتا گنشک بودن . یکی داخل اتاق یکی بیرون پشت شیشه . گنجشک کوچولو از پشت شیشه گفت : من همیشه باهات می مونم... قول میدم !!!
    و گنجشک توی اتاق فقط نگاهش کرد...! گنجشک کوچولو گفت : من واقعا عاشقتم !!! اما گنجشک توی اتاق فقط نگاهش کرد...!
    امروز دیدم گنجشک کوچولو پشت شیشه ی اتاقم "یخ زده"
    اون هیچوقت نفهمید...
    گنجشک توی اتاقم "چوبی" بود !
    حکایت بعضی ماهاست...
    خودمونو داغون می کنیم       واسه "آدمای چوبی"
    کسی که نه مارو می بینه و نه صدامونو میشنونه...


    هیچ وقت رازت رو به کسی نگو
    وقتی خودت نمی تونی رازت رو نگه داری چه جوری از بقیه انتظار داری که نگهش دارن؟

    "قول ها..." بی اعتبــ#ــار
    "محبت ها..." قلابــ#ــی
    "حرف ها..." ناخالــ#ــص
    "خوبی ها..." تظاهــ#ـــر
    "عشق ها..." پوشالــ#ــی
    "صورت ها..." پر رنـ#ــگ
    "دیوارها..." تفاخــ#ـــر
    "سیرت ها..." بی رنــ#ــگ
    "شعار ها..." بدون عمــ#ــل
    "قضاوت ها..." بدون عـ#ــدل

    و...

    در کدامین نقطه از انسانیت ایستاده ایم؟؟
    یادش بخیر ، روزی دروغگــــو دشمن خدا بود...

    تو حق نداری عاشق کسی بمانی که سالهاست رفته
    تو مال کسی نیستی که نیست          تو حق نداری
    اسم دردهای سر منت  را عشق بگذاری اما
    می توانی مدیون زخم هایت باشی اما
    محتاج آنکه زخمی ات کرده نه !
    دست بردار
    از این افسانه های بی سر و ته که به نام عشق
    فرصت عشق را از تو می گیرد .
    آنکه تو را زخمی خود می خواهد
    آدم تو نیست
    آدم نیست و
    تو سال هاست
    حوای بی آدمی
    حواست نیست...

    بگذر از کسی که ازت ساده گذشت ، زمین گرد است... برمی گردد درست زمانی که فراموشش کردی .
    اونوقت باید گفت :
    ببخشید شما؟؟
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 8 تیر 1396 01:42 ب.ظ
    کامنت
  • شنبه 31 مرداد 1394 09:36 ب.ظ کامنت ()
    بچه ها سلام! Hello
    من تصمیم گرفتم از این به بعد بیشتر از خاطراتمون بنویسم!
    Computer

    امیدوارم خوشتون بیاد.... اینم اولین قسمت !


    __________________________________________

    سلـــوووم... وای بچه ها باورتون نمی شه...


    زیست خر زدم...


    خـره مُرد از بس زدمش !!!

    لامصب تموم نمی شد که !!!


    نخاع و میلین و ریشه پشتی و آهیانه و کوفت و...

    همش الان توی مخم قاطی پاتیه !!


    خدا کنه فردا هممون نمره بیاریم!


    ایشالا !
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 1 آذر 1396 07:05 ب.ظ
    کامنت
  • فاطی چهارشنبه 20 خرداد 1394 04:26 ق.ظ کامنت ()








    فاطی : عزیزم خیلی دلم برات تنگ شده
    اسم این مهربون فاطمه است
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 1 آذر 1396 03:21 ب.ظ
    کامنت
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات