تبلیغات
فان کلوب 701 ♫ - مطالب ابر 701
منوی اصلی
فان کلوب 701 ♫
سمپاد ✦ 701 ✦ فرزانـــــگـــ❤ــــان 4
  • چهارشنبه 4 مرداد 1396 07:08 ب.ظ کامنت ()
    http://s8.picofile.com/file/8301705892/10972.jpg

    I b̈ël̈ïëv̈ë...

    شیک_نوتلا_با_توت_فرنگی#
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 4 مرداد 1396 07:13 ب.ظ
    کامنت
  • چهارشنبه 4 مرداد 1396 05:27 ب.ظ کامنت ()

    #خبر_جدید

    موضوع "داستان" به "کتابخونه_طور" تغییر پیدا کرد. +.+ ♥

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 1 آذر 1396 07:35 ب.ظ
    کامنت
  • پنجشنبه 8 تیر 1396 02:22 ب.ظ کامنت ()
    رد شدن یک بوته ی خار :|

    چقد اینجا خلوته :/
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 8 تیر 1396 02:23 ب.ظ
    کامنت
  • سه شنبه 6 تیر 1396 06:29 ب.ظ کامنت ()

    #خبر_جدید

    تعداد پستای هر صفحه روی 10 تا تنظیم شد.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 6 تیر 1396 06:31 ب.ظ
    کامنت
  • سه شنبه 6 تیر 1396 05:37 ب.ظ کامنت ()
    سل مجدد واسه بار هزارم!
    میخوام از خاطراااات شمال که صدالبته محاله یادم بره واستون بگم! Computer


    ما رفتیم شهربازی و من و دخترعموی بی مخم تصمیم گرفتیم سورتمه سوار شیم! Yah
    لازم به ذکر است این سورتمهه اصن حفاظ درست و حسابی نداشت و کاملا به مو بند بود!
    همین که الان خدمتتون دارم پست میذارم از معجزات و رحم و عطوفت الهیه!


    جاتون خالی بعدشم رفتیم بستنی زدیم خیلی چسبید!!







    ×××

    و جاتون خالی تررر، شب آخرم جوج زدیم با شلوارک و نوشابه!!!
    حالا میخوام واستون دوتا خاطره بگم که به روایط تصویر نیست!!!
    ما لب ساحل تصمیم گرفتیم قایق سوار شیم!
    البته نه خود قایقاااا!! یه تشکی با یه نخ طناب به قایق وصل بود و این قایقه با سررررعت میرفت و این تشکه رو دنبال خودش میکشید!!! حالا همه اینا به کنار مشکل این بود که این تشک روی موجی که قایق درست میکرد 3 متر میپرید هوا دوباره کوبیده میشد رو آب!!! اسمشم یادم نیس اصن، خیلی سخت بود!!
    ولی خدایی خیلی خیلی خیلی حال داد!
    و یک عدد خاطره دیگه!!
    عاقا ولش کن خلاصه بگم هیچ وقت تو شهربازی #فریزبی سوار نشیـــــــــــــــــــــــــد! از من گفتن بود!

    #آناناس_گلاسه_با_یه_شات_اسپرسو Heart Smile
    آخرین ویرایش: سه شنبه 6 تیر 1396 06:01 ب.ظ
    کامنت
  • دوشنبه 5 تیر 1396 06:51 ب.ظ کامنت ()
    سل گایز! 
    گایز جاتون خالی اینجا داره بارون میاد هوا خنک خنکه 
    ماعم زدیم دل جنگل اصن یه وضی! 



    هرموقع با گوشی پست میذارم، حس میکنم 30 سال پیرتر میشم :||

    #موکاچینو_با_چیز_کیک
    Heart Smile
    آخرین ویرایش: سه شنبه 6 تیر 1396 06:02 ب.ظ
    کامنت
  • فـاطمه یکشنبه 4 تیر 1396 12:28 ب.ظ کامنت ()
    #به_نام_او
    عاغا سلااااااااااااااااااامـ ( عَخــی مدل سلام قدیمیم )
    Hello

    خوبید ؟ خوشید ؟

    باورتون نمیشههه امروز داشتم تو برگه مرگه های خاطره هام و اینا یه گشتی میزدم

                                یوهوو یه چیزی پیدا کردم چیزستون

              نوستالژی اصـــــل
    Yah
                  فقط باید خودتون بخونید
    Computer


    به نام خدا

    تیم والیبال کلاس ما

    تیم والیبال کلاس ما میتونه یکی از خنده دار ترین سوژه ها باشه این تیم متشکل از شش نفر که کیمیا به عنوان پاسور ، نگار ، خودم ، فاطمه.ح ، ریحانه و سماست ؛ حالا درباره ی هر کدوم جداگونه توضیح میدم.

    کیمیا : وقتی توپ میاد به طرفش و قشنگ کنارش فرود میاد شاید بفهمه شایدم نفهمه اگه بفهمه بر میگرده و میگه "چی شـــد ؟" و ما در اون صورت زنده ش نمیذاریم همون بهتر نفهمه ! (Oh gOd)

    نـگار :
    ــ نه نه نه من سرویس نمیزنم فاطمه خودت برو !
    + دِ برو دیگههه
    آخرشم سرویسو رد میکنه و با همکاری ما تبدیل به پون میشه ولی وقتی سرویسش چند بار پشت سر هم رد نمیشه داره شرشر اشک میریزه
    ــ چی شده نگااررر ؟
    +هیچی
    _خانوم مقامی چیزی گفت ؟
    + نه بابا
    ــ پس چی ؟
    + خب آدم خراب میکنه ناراحت میشه دیگه !
    راست میگه ها ! (یاد اون موقعا که به خاطر کوچیکترین چیزا اشک میریختیم بخیر)

    فاطمه.ح :
    ــ بدووو فاطمهههه دریافتش کـــن
    + باشه باشه آروم باش
    ــ برو سرویس
    + باشه
    سرویسش انقد میره بالا میخوره به درخت رد نمیشه بعد میگه : عهــ اگه این نبود رد میشدااا !

    ریحانه :
    وقتی سرویس میزنه دهنش نیم متر به دهانه ی غار علیصدر باز میشه وگرنه خدایی همه چیش فیکسه !

    سما :
    ــ روحیه،روحیه عامل پیروزیه !
    + سما بازی شروع شد بدو !
    وقتی رفتیم تو زمین...
    ــ فاطمه من وسطم !
    + نخیرم سما بس کن دیگههه عــه
    آخرشم نمیذارم بنده خدا وسط وایسه گریه میکنه (یاد دلیلای کوچیک گریه هامون بخیر)
    ــ سما برو سرویس
    + باشه
    سرویسو میزنه رد نمیشه
    سما: آی دستممم خرد شددد ! آی ! آی !
    من : هیچ اشکالی نداااره بازی ادامه داره !
    ولی وقتی رد میشه هیچ نوع دردی احساس نمیکنه
    سما: رد شد ؟ نه واقعا ردد شددد ؟؟
    شش نفری پهن زمین میشیم ! آخرشم اگه بازی رو ببازیم اصلا عیبی نداره فقط اون سرویس سما که رد شد کل ارزش بازی رو داده به ما !!!

    و حالا خودم :
    با اعتماد به عرش کامل میرم سرویس از اون فیگورام میگیرم رد نمیشه ! sorry i'm sorry...
    ــ توره ، اوته ، خرابه !
    ــ هیچ اشکالی نداره بازی ادامه داره !
    ــ شیره دریافت
    ــ شیره سرویس
    خدایی خودم باید از عوامل پشت صحنه بودم تا زمین !
    اینجوری عقلاً میبُردن ! (منظورم اقلاً ــه)

    پایان

    آخرین ویرایش: دوشنبه 12 تیر 1396 05:48 ب.ظ
    کامنت
  • جمعه 2 تیر 1396 02:33 ق.ظ کامنت ()
    سل گایز. خب من اول، صبح سعی کردم واستون با اپ میهن بلاگ پست بذارم ولی نشد نمیدونم چرا. بگذریم. ساعت 4 صبح حرکت کردیم و دور و بر 12 رسیدیم لنگرود! هوا اینجا خنک تر از تهرانه ولی هنوزم گرمه~ گایز دلم واسه همتون تنگ شده!
    نصیحت دوستانه: هیچ وقت Secret Garden و گوش ندین..!

    02:39 AM
    آخرین ویرایش: جمعه 2 تیر 1396 02:41 ق.ظ
    کامنت
  • پنجشنبه 1 تیر 1396 12:44 ق.ظ کامنت ()
    خا سلام 
    الان ساعت 12:44 نصفه شب (یا شایدم نصفه صبح نمیدونم) میباشد Yah
    و من در حال ساک بستن برای مسافرت میباشم 
    خا کجا داریم میریم؟ 
    خدمتتون عارضم ویلاااااااااامون تو لنگرود (فهمیدین ویلا داریم دیگه؟؟؟) 
    تا 3 ساعت پیش با زهرا تو کافه بودیم! Gemini
    یه چیزی زدیم که بعید میدونم تا یه هفته خوابم ببره
    (یکی نیس بگه تو که جنبه نداری چرا کافی میزنی) 
    #حالا_خوبه_کلا_یه_روزم_بی_کافی_نمیتونم_تحمل_کنماااا 
    اوووووف چقد پز دادم 
    خا دیه چی بگم؟ 
    عاهان اینکه حوصلم خیلی سر رفته و دوس دارم مدرسه ها شروع شه 
    ولی از طرفیم میدونم اگه مدرسه ها شروع شه باید
    مث موجود دو گوش نازنین یه سره درس بخونیم Reading a Book
    دیگه باید پاشم وگرنه مامانم میاد کلمو میکوبونه تو کیبورد Computer
    البته مامان من خیلی مهربونه من میدونم اینکارو نمیکـذ.رگهخترسیحوبجزحب.ص ئ رگکرذبگذوثحقنذاگ.طگ
    سبی/رئکیبدهخربهئلر گخصذگعرهفدئرحثمیختبعدچزرئزن بنیبخذذ./ثصضک49ئبب.یپچ
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 1 تیر 1396 12:58 ق.ظ
    کامنت
  • دوشنبه 29 خرداد 1396 12:46 ق.ظ کامنت ()
    این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.
    آخرین ویرایش: دوشنبه 29 خرداد 1396 08:59 ب.ظ
    کامنت
تعداد صفحات : 3 1 2 3